قانون بازی را همه می دانستند
یک قدم تو
یک قدم من
چشم های تو به من لبخند زد
تنهایی ام
جر زنی کرد
و مرا به جلو هل داد
من تمام فاصله را دویدم
و به آغوش تو پریدم
و بازی را
باختم .
پی نوشت : نمی دانم ارزش تقدیم دارد و یا نه .اما تقدیمش می کنم به
سمیرای عزیزم که آبی پاشید روی آتش درونم .